درسنامه آموزشی فیزیک (3) دوازدهم علوم ریاضی
فصل پنجم: لیزر
لیزر یکی از مفیدترین اختراعهای قرن بیستم است که کاربرد زیادی در زندگى، فنّاوری و صنعت دارد. لیزر امروزه در چاپگرها، در نگاشتن اطلاعات روى $CD$ و $DVD$ها و خواندن آنها، شبکههاى کابل نورى، اندازه گیری دقیق طول، دستگاههاى جوشکاری و برش فلزات، پژوهشهای علمی، سرگرمی و ... به کار میرود. همچنین در حرفهٔ پزشکى برای جراحى، برداشتن لکههای پوستی، اصلاح دید چشم و دندانپزشکی و... از لیزر استفاده میشود (شکل 5-19).
نخستین لیزر، موسوم به لیزر یاقوتی، را تئودور مایمن (2007-1927 م.) در سال 1960 میلادى ساخت. مدتی پس از آن و در همان سال، على جوان و همکارانش موفق به ساخت نخستین لیزر گازى هلیم نئون شدند.
مطابق مدل اتمی بور وقتی یک الکترون از تراز انرژی بالاتر به تراز انرژی پایینتر جهش میکند یک فوتون گسیل میشود. فرایند گسیل میتواند به صورت گسیل خود به خود و یا گسیل القایی باشد. در گسیل خود به خود (شکل 5-20 الف) فوتون در جهتی کاتورهای گسیل میشود. در حالی که در گسیل القایی (شکل 5-20 ب) که برای نخستین بار در سال 1917 میلادى توسط اینشتین مطرح شد، یک فوتون ورودی، الکترون برانگیخته را تحریک (یا القا) میکند تا تراز انرژی خود را تغییر دهد و به تراز پایینتر برود. برای گسیل القایی، انرژی فوتون ورودی باید دقیقاً با اختلاف ${{E}_{U}}-{{E}_{L}}$ انرژیهای دو تراز یعنی یکسان باشد.
گسیل القایی سه ویژگی عمده دارد. اول اینکه یک فوتون وارد و دو فوتون خارج میشود (شکل 5-20 ب). به این ترتیب این فرایند تعداد فوتونها را افزایش میدهد و نور را تقویت میکند. دوم اینکه فوتون گسیل شده، در همان جهت فوتون ورودی حرکت میکند. سوم اینکه فوتون گسیل شده با فوتون ورودی همگام یا دارای همان فاز است. به این ترتیب فوتونهایی که باریکهٔ لیزری را ایجاد میکنند هم بسامد، همجهت و همفاز هستند.
در گسیل القایی یک چشمهٔ انرژی خارجی مناسب باید وجود داشته باشد تا الکترونها را به ترازهای انرژی بالاتر برانگیخته کند. این انرژی میتواند به روشهای متعددی از جمله درخش های شدید نور معمولی و یا تخلیههای ولتاژ بالا فراهم شود. اگر انرژی کافی به اتمها داده شود، الکترونهای بیشتری به تراز انرژی بالاتر برانگیخته خواهند شد، شرطی که به وارونی جمعیت معروف است (شکل 5-21).
ب) در وضعیتی که وارونی جمعیت به وجود آید بیشتر الکترونها در تراز بالاتری (در مقایسه با تراز پایینتر) قرار دارند.
وارونی جمعیت الکترونها در یک محیط لیزری، مربوط به وضعیتی است که تعداد الکترونها در ترازهایی موسوم به ترازهای شبه پایدار نسبت به تراز پایینتر بسیار بیشتر باشند. در این ترازها، الکترونها مدت زمان بسیار طولانیتری $({{10}^{-3}}s)$ نسبت به حالت برانگیختهٔ معمولی $({{10}^{-8}}s)$ باقی میمانند. این زمان طولانیتر، فرصت بیشتری برای افزایش وارونی جمعیت و در نتیجه تقویت نور لیزر فراهم میکند.
پرسشها و مسئلههای فصل 5 (صفحهٔ ۱۳۴، ۱۳۵ و ۱۳۶ کتاب درسی)
1-5اثر فوتوالکتریک و فوتون
1- یک لامپ حاوی گاز کم فشار سدیم، فوتونهایى با طول موج $589nm$ گسیل میکند.
الف) بسامد و انرژی فوتونهاى گسیلى را حساب کنید. انرژى را بر حسب ژول و همچنین الکترون ولت بیان کنید.
نقشهٔ راه: برای به دست آوردن تعداد فوتونها از رابطهٔ زیر استفاده میکنیم:
E=nhf=nh\frac{c}{\lambda } \\
E=Pt\begin{matrix}
{} & {} & {} \\
\end{matrix} \\
\end{matrix} \right\}\Rightarrow nhf=nh\frac{c}{\lambda }=Pt\Rightarrow n=\frac{Pt}{hf}\to n=\frac{Pt\lambda }{hc}=\frac{5\times 60\times 589\times {{10}^{-9}}}{6/63\times {{10}^{-34}}\times 3\times {{10}^{8}}}=8/884\times {{10}^{20}}$
الف) بازده لیزر را حساب کنید.
نقشهٔ راه: راندمان لیزر برابر با توان خروجی تقسیم بر توان ورودی؛ یعنی:
$Ra=\frac{{{P}_{o}}\times 100}{{{P}_{i}}}=\frac{5\times {{10}^{-3}}\times 100}{50}={{10}^{-2}}\times 100=\%1$
ب) اگر طول موج باریکهٔ نور خروجى $633nm$ باشد، شمار فوتونهایی را پیدا کنید که در هر ثانیه از این لیزر گسیل میشود.
$n=\frac{Pt}{hf}\to n=\frac{Pt\lambda }{hc}=\frac{5\times {{10}^{-3}}\times 633\times {{10}^{-9}}}{6/63\times {{10}^{-34}}\times 3\times {{10}^{8}}}=1/59\times {{10}^{16}}$
3- یک لامپ رشتهای با توان $100W$ از فاصلهٔ یک کیلومتری دیده میشود. فرض کنید نور لامپ به طور یکنواخت در فضای اطراف آن منتشر میشود و بازدهٔ لامپ 5 درصد است (یعنی $5W$ تابش مرئی گسیل میکند) و فقط 1 درصد این تابش دارای طول موجی در حدود 550nm است. در هر ثانیه چه تعداد فوتون با این طول موج وارد مردمک های چشم ناظری میشود که در این فاصله قرار دارد؟ (قطر مردمک را $2/0nm$ در نظر بگیرید.)
گام اول: اگر جبهه انتشار نور در فضا را کروی فرض کنیم، توان تابشی نوری که در فاصله 1000 متری به چشم میرسد را محاسبه میکنیم.
$I=\frac{\overline{P}}{A}=\frac{\overline{P}}{4\pi {{R}^{2}}}=\frac{5\times 0/01}{4\pi \times {{(1000)}^{2}}}=\frac{1/25}{\pi }\times {{10}^{-8}}W/{{m}^{2}}$
4- شدت تابشی خورشید در خارج جو زمین حدود $1360W/{{m}^{2}}$ است؛ یعنی در هر ثانیه به سطحی برابر $1{{m}^{2}}$، مقدار انرژی $1360J$ میرسد. وقتی این تابش به سطح زمین میرسد مقداری زیادی از شدت آن، به علت جذب در جو و ابرها از دست میرود. اگر شدت تابشی متوسط خورشید در سطح زمین به ازای هر متر مربع حدود $300W/{{m}^{2}}$ باشد، در هر ثانیه چند فوتون به هر متر مربع از سطح زمین میرسد؟ طول موج متوسط فوتونها را $570nm$ فرض کنید.
$I=\frac{E}{At}\xrightarrow[t=1s]{A=1{{m}^{2}}}E=I=300J$
$E=nhf=nh\frac{c}{\lambda }\to n=\frac{E\lambda }{hc}=\frac{300\times 570\times {{10}^{-9}}}{6/63\times {{10}^{-34}}\times 3\times {{10}^{8}}}=8/6\times {{10}^{20}}$
5- الف) منظور از اثر فوتوالکتریک چیست؟
جدا کردن یک الکترون از سطح یک فلز توسط تاباندن نور بر آن را اثر فوتوالکتریک میگویند.
ب) توضیح دهید نظریه. کوانتومی تابش که توسط اینشتین مطرح شد و در آن نور به صورت مجموعهای از بستههای انرژی در نظر گرفته شد چگونه به تبیین اثر فوتوالکتریک کمک کرد؟
اینشتین فرض کرد که هر موج الکترومغناطیسی با بسامد $f$ از بستههای متمرکز با کوانتوم انرژی تشکیل شده است که آنها را فوتون مینامند. فوتونهای نور با رنگهای مختلف انرژی یکسان ندارند. فوتون بنفش انرژی بیشتر و فوتون قرمز انرژی کمتری دارد و اثر فوتوالکتریک یک فوتون به طور کامل توسط الکترون جذب میشود و انرژی خود را به الکترون میدهد. در نتیجه انرژی جنبشی فوتوالکترون گسیل شده هنگام خروج، از تفاضل انرژی یک فوتون از کار لازم برای جدا کردن الکترون به دست میآید و اگر انرژی فوتون از تابع کار کوچکتر باشد، هیچ الکترونی از فلز خارج نمیشود.
پ) معادلهٔ مربوط به اثر فوتوالکتریک به صورت ${{K}_{\max }}=hf-{{W}_{0}}$ بیان میشود. سه بخش این معادله را به طور جداگانه توضیح دهید.
$hf$ انرژی یک فوتون است که توسط یک الکترون جذب میشود، ${{W}_{0}}$ تابع کار فلز که حداقل کار لازم برای خارج کردن یک الکترون از فلز است و ${{K}_{\max }}$ انرزی جنبشی سریعترین فوتوالکترونها است. این معادله همان قانون پایستگی انرژی برای پدیدهٔ فوتوالکتریک است.
6- توضیح دهید برای یک فلز معیّن، تغییر هر یک از کمیتهاى زیر چه تأثیرى در نتیجهٔ اثر فوتوالکتریک دارد.
الف) افزایش یا کاهش بسامد نور فرودى نسبت به بسامد آستانه
در معادلهٔ ${{K}_{\max }}=hf-{{W}_{0}}$ تابع کار ثابت است. اگر بسامد نور فرودی افزایش یابد، انرژی جنبشی سریعترین فوتوالکترونها (${{K}_{\max }}$) نیز افزایش یافته و با کاهش بسامد انرژی جنبشی نیز کاهش مییابد و اگر بسامد نور فرودی از بسامد آستانه کوچکتر شود، انرژی لازم برای جدا کردن الکترون فراهم نبوده و در نتیجه اثر فوتوالکتریک رخ نخواهد داد.
ب) افزایش شدت نور فرودى در بسامدهای کوچکتر از بسامد آستانه
پدیدهٔ فوتوالکتریک به شدت نور فرودی بستگی ندارد و اگر با بسامدهای کوچکتر از بسامد آستانه انجام شود، هیچ فوتوالکترونی جدا نمیشود و با افزایش شدت نور تأثیری در نتیجه رخ نخواهد داد.
پ) کاهش شدت نور فرودى در بسامدهای بزرگتر از بسامد آستانه
پدیدهٔ فوتوالکتریک به شدت نور بستگی ندارد، زیرا با کاهش شدت نور فرودی انرژی فوتونها ثابت میماند، ولی تعداد فوتونها کاهش مییابد؛ چون برای جدا شدن یک الکترون، یک فوتون لازم است و این فوتون انرژی لازم برای جدا کردن یک الکترون را دارد، بنابراین پدیدهٔ فوتوالکتریک رخ خواهد داد. ولی شدت جریانی که گالوانومتر نشان میدهد کاهش خواهد یافت، زیرا تعداد الکترونهای آزاد شده کاهش یافته است.
7- حداقل انرژى لازم براى جدا کردن یک الکترون از سطح فلز سدیم برابر $2/28eV$ است.
الف) طول موج آستانه براى گسیل فوتوالکترون از سطح فلز سدیم چقدر است و با مراجعه به شکل 5-6 معلوم کنید این طول موج مربوط به چه رنگى است؟
نور سبز: $Green light$
$\left\{ \begin{matrix}
{{W}_{0}}=2/28eV\begin{matrix}
{} \\
\end{matrix}{{W}_{0}}=\frac{hc}{{{\lambda }_{0}}}\Rightarrow {{\lambda }_{0}}=\frac{hc}{{{W}_{0}}}=\frac{1240eV.nm}{2/28eV}=543/8nm\begin{matrix}
{} & {} & {} \\
\end{matrix} \\
\lambda =680nm\begin{matrix}
{} \\
\begin{matrix}
{} & {} \\
\end{matrix}\Rightarrow {{\lambda }_{0}}=545n{{m}_{\text{Green light}}} \\
\end{matrix}\begin{matrix}
{} & {} & {} \\
\end{matrix}\begin{matrix}
{} & {} & {} & {} \\
\end{matrix}\begin{matrix}
{} & {} & {} & {} \\
\end{matrix} \\
\end{matrix} \right.$
ب) آیا فوتونهایى با طول موج $680nm$ قادر به جدا کردن الکترون از سطح این فلز هستند؟
خیر، اگر طول موج فوتون گسیلی، از طول موج آستانه بزرگتر باشد، انرژی لازم برای جدا کردن الکترون را ندارد.
8- تابش فرابنفشی با طول موج $200nm$ بر سطح تیغهای از جنس نیکل با تابع کار $4/9eV$ تابیده میشود. بیشینهٔ تندی فوتوالکترونهای جدا شده از سطح نیکل را حساب کنید.
گام اول: ابتدا بیشینهٔ انرژی جنبشی فوتوالکترونهای گسیل شده را به دست میآوریم:
${{K}_{\max }}=hf-{{W}_{0}}=\frac{hc}{\lambda }-{{W}_{0}}=\frac{1240eV.nm}{200nm}-4/9=6/2-4/9\Rightarrow {{K}_{\max }}=1/3eV$
9- هر گاه بر سطح فلزی نوری با طول موج $420nm$ بتابد بیشینهٔ انرژی جنبشی فوتوالکترونهای گسیل شده حدود $0/50eV$ است. بسامد آستانه برای گسیل فوتوالکترونها از سطح این فلز چقدر است؟
${{K}_{\max }}=hf-{{W}_{0}}=\frac{hc}{\lambda }-{{W}_{0}}\Rightarrow 0/5=\frac{1240eV.nm}{420nm}-{{W}_{0}}=2/95-{{W}_{0}}\Rightarrow {{W}_{0}}=2/45eV$
و با فرمول زیر بسامد آستانه را به دست میآوریم:
${{f}_{0}}=\frac{{{W}_{0}}}{h}\Rightarrow {{f}_{0}}=\frac{2/45}{4/14\times {{10}^{-15}}}=5/92\times {{10}^{14}}Hz$
2-5 و 3-5 طیف خطی و مدل اتم رادرفورد بور
10- الف) طیف گسیلی یک جسم در چه مواردى پیوسته و در چه مواردی گسسته یا خطی است؟ منشأ فیزیکی این تفاوت را توضیح دهید.
طیف گسیلی حاصل از جامدهای ملتهب یا مذابهای داغ پیوسته است و تشکیل این طیف پیوسته ناشی از بر همکنش قوی بین اتمهای سازنده آن است و طیف گسیلی حاصل از گازهای کمفشار و رقیق خطی (یا گسسته) است، زیرا اتمهای منفرد آنها از برهمکنش قوی موجود در جامد آزادند و به جای طیف پیوسته، طیفی گسسته گسیل میکنند.
ب) توضیح دهید چگونه میتوان طیفهای گسیلی پیوسته و خطی را ایجاد کرد.
برای تشکیل طیف گسیلی خطی میتوان از یک لامپ باریک که حاوی مقداری گاز رقیق و کمفشار است استفاده کرد. دو الکترود به نامهای آند و کاتد در دو طرف این لامپ قرار دارد که به ترتیب به پایانه مثبت و منفی یک منبع تغذیه با ولتاز بالا وصلاند که باعث تخلیهٔ الکتریکی گاز میشوند و اتمهای گاز درون لامپ نور گسیل میکند و طیف خطی ایجاد میشود.
برای تشکیل طیف گسیلی پیوسته، کافی است یک جسم جامد را به حد کافی گرم کرد تا ملتهب و گداخته شود؛ در این حالت، طیف گسیلی از آن یک طیف پیوسته است که از برهمکنش قوی بین اتمهای سازندهٔ آن ناشی میشود.
11- شکل صفحهٔ بعد سه رشتهٔ طیف گسیلی گاز هیدروژن اتمی را روی نمودار تراز انرژی نشان میدهد که بر اساس مدل اتمی بور رسم شده است.

الف) منظور از $n=1$ و انرژی $-13/60eV$ چیست؟
پایینترین تراز انرژی گاز هیدروژن مربوط به $n=1$ است و دارای انرژی $13/6eV$ است. این تراز انرژی، حالت پایه نامیده میشود تا از ترازهای بالاتر که حالت برانگیخته نامیده میشوند متمایز باشد.
ب) بر اساس مدل اتمى بور دلیل خطی بودن طیف گسیلى گاز هیدروژن اتمی را توضیح دهید.
الکترون زمانی که از یک حالت مانا با انرژی بیشتر به حالت مانای دیگر با انرژی کمتر برود، فوتون تابش میکند که انرژی فوتون تابشی برابر با اختلاف انرژی دو تراژ است و چون ترازهای انرژی گسسته و دارای مقادیر معینی هستند، لذا طیف گسیلی خطی است.
پ) اختلاف کوتاهترین و بلندترین طول موج در هر رشته را، گسترهٔ طول موجهای آن رشته مینامند. گسترهٔ طول موجهای رشتهٔ لیمان $(n'=1)$ را پیدا کنید.
نقشهٔ راه: کوتاهترین طول موج و بلندترین طول موج هر رشته را میتوانیم از روابط زیر به دست میآوریم:
$n=\infty \to \frac{1}{{{\lambda }_{\max }}}=R(\frac{1}{n{{'}^{2}}})$ و $n=n'+1\to \frac{1}{{{\lambda }_{\max }}}=R\left[ \frac{1}{n{{'}^{2}}}-\frac{1}{{{(n'+1)}^{2}}} \right]$
بنابراین خواهیم داشت:
$\left\{ \begin{matrix}n=2\to \frac{1}{{{\lambda }_{\max }}}=R\left[ \frac{1}{{{1}^{2}}}-\frac{1}{{{2}^{2}}}\right]=R\frac{3}{4}\Rightarrow {{\lambda }_{\max }}=\frac{4}{3\times 0/011}=121/2nm \\n=\infty \to \frac{1}{{{\lambda }_{\min }}}=R(\frac{1}{{{1}^{2}}})=R\Rightarrow {{\lambda}_{\min }}=\frac{1}{0/011}=90/91nm\begin{matrix}{} & {} & {} & {} \\\end{matrix} \\\end{matrix} \right.$ رشته لیمان
$90/91nm \gt {{\lambda }_{\text{Lyman}}}\le 121/2nm$ :گسترهٔ طول موج رشتهٔ لیمان
12- الف) فرایند جذب فوتون توسط اتم را توضیح دهید.
در فرایند جذب فوتون، الکترونها از ترازهای پایینتر به ترازهای بالاتر گذار میکنند و در این حالت مطابق شکل اتم فوتونی را که دقیقا انرژی لازم برای گذار را دارد جذب میکند.

ب) با استفاده از مدل بور، چگونه میتوانید خطهای تاریک در طیف جذبی گاز هیدروژن اتمی را توجیه کنید؟
خطهای تاریک طول موجهایی را مشخص میکنند که با فرایند جذب فوتون برداشته شدهاند و با جذب هر فوتون یک خط تایک در طیف جذبی ایجاد میکنند.
پ) وقتی که نور فرابنفش به بسیاری از مواد تابیده شود، تابش مرئی از خود گسیل میکنند. این پدیدهٔ فیزیکی نمونهای از فلوئورسانی است. آزمایش نشان می دهد در پدیدهٔ فلوئورسانی طول موجهای گسیل یافته معمولاً برابر همان طول موج نور فرودی یا بزرگتر از آن است. این پدیده را چگونه به کمک مدل بور میتوانید تبیین کنید؟
بسیاری از مواد که با نور فرابنفش، اتم را برانگیخته شدهاند، هنگام برگشتن به حالت پایه (وانگیختگی) نور مرئی گسیل میکنند. در این نوع مواد فوتون فرابنفش، اتم را برانگیخته میسازد و الکترون به چند تراز انرژی بالاتر میرود و در برگشت با پرشهای کوتاهتر، فوتون کمانرژیتر و کم بسامدتری که در محدودهٔ نور مرئی است از خود گسیل میکند.
13- مبنای مدل رادرفورد، نتایج آزمایشهایی بود که از پراکندگی ذرههای آلفا توسط یک ورقهٔ نازک طلا به دست آمده بود (شکل الف).
الف) توضیح دهید چرا بیشتر ذرههای آلفا مانند ذرههای 1 و 2 یا اصلاً منحرف نمیشوند یا به مقدار کمی منحرف میشوند.

ذرههای بدون انحراف یا با انحراف کم مانند ذرههای 1 و 2 باید از قسمتهایی از ورقه گذشته باشند که تهی بوده است. به این دلیل که بیشتر حجم ماده (اتمها) از فضای خالی تشکیل شده است.
ب) تنها تعداد بسیار کمی از ذرهها مانند ذرهٔ 3 منحرف میشوند. این امر چه نکتهای را دربارهٔ ساختار اتم طلا نشان میدهد؟
ذرههایی مانند ذرهٔ 3 باید توسط یک مرکز بسیار چگال و دارای بار مثبت منحرف شده باشند که حجم آن در مقایسه با حجم اتم بسیار کم است.
پ) چرا رادرفورد در آزمایش خود از صفحهٔ بسیار نازک طلا استفاده کرده بود؟
1- زیرا فلز طلا چکشخواری خیلی خوبی دارد و به راحتی میتوان ورقهٔ بسیار نازکی از آن ساخت.
2- تعداد الکترونهای آن زیاد است و میتوان میزان پراکندگی ذرات سنگین آنها را بهتر بررسی کرد.
ت) شکل ب، به کدام مشکل مدل رادرفورد اشاره دارد؟ در مدل بور چگونه این مشکل رفع شده است؟

شکل، مربوط به چالشی است که مدل اتمی رادرفور نمیتواند به آن پاسخ دهد. این چالش چنین است:
اگر الکترون به دور هسته در گردش باشد، بنابر نظریهٔ فیزیک کلاسیک، حرکت شتابدار الکترون سبب تابش امواج الکترومغناطیسی میشود و در نتیجه انرژی الکترون کاسته شده و شعاع مدار الکترون به دور هسته به تدریج کوچک و بسامد حرکت آن به تدریج بیشتر میشود، پس اولاً باید الکترون پس از گسیل پیدرپی امواج الکترومغناطیسی روی هسته فرو افتد و ثانیاً طیف گسیلی پیوسته باشد که با تجربه سازگار نیست.
بور برای رفع ین مشکل فرض کرد الکترون در حین حرکت روی یک مدار مانا، برخلاف نظریهٔ الکترومغناطیسی کلاسیک، تابشی نمیکند و همچنین از یک حد معین با شعاع مشخص به هسته نزدیکتر نمیشود.
14- با استفاده از رابطهٔ بور برای انرژی الکترون در اتم هیدروژن،
الف) اختلاف انرژی $\Delta E({{n}_{U}}\to {{n}_{L}})={{E}_{U}}-{{E}_{L}}$ را حساب کنید.
$\Delta E={{E}_{U}}-{{E}_{L}}={{E}_{R}}[\frac{-1}{n_{U}^{2}}-(\frac{-1}{n_{L}^{2}})]={{E}_{R}}(\frac{-1}{n_{L}^{2}}-\frac{-1}{n_{U}^{2}})\Rightarrow \Delta E({{n}_{U}}\to {{n}_{L}})={{E}_{R}}(\frac{-1}{n_{L}^{2}}-\frac{-1}{n_{U}^{2}})$
ب) نشان دهید که:
$\Delta E(4\to 2)=\Delta E(4\to 3)+\Delta E(3\to 2)$
$\Delta E(4\to 1)=\Delta E(4\to 2)+\Delta E(2\to 1 )$
برای عبارات اول:
$\Delta E=\frac{{{E}_{R}}}{n_{1}^{2}}-(\frac{{{E}_{R}}}{n_{2}^{2}})={{E}_{R}}(\frac{1}{n_{2}^{2}}-\frac{1}{n_{1}^{2}})\Delta E(4\to 3)+\Delta E(3\to 2)={{E}_{R}}(\frac{1}{{{3}^{2}}}-\frac{1}{{{4}^{2}}})+{{E}_{R}}(\frac{1}{{{2}^{2}}}-\frac{1}{{{3}^{2}}})$
$={{E}_{R}}[\frac{1}{{{3}^{2}}}-\frac{1}{{{4}^{2}}}+\frac{1}{{{2}^{2}}}-\frac{1}{{{3}^{2}}}]={{E}_{R}}[\frac{1}{{{2}^{2}}}-\frac{1}{{{4}^{2}}}]=\Delta E(4\to 1)$
$\Delta E(4\to 1)={{E}_{R}}(\frac{1}{{{1}^{2}}}-\frac{1}{{{4}^{2}}})$
برای عبارات دوم:
$\Delta E(4\to 2)+\Delta E(2\to 1)={{E}_{R}}(\frac{1}{{{2}^{2}}}-\frac{1}{{{4}^{2}}})+{{E}_{R}}(\frac{1}{{{1}^{2}}}-\frac{1}{{{2}^{2}}})={{E}_{R}}(\frac{1}{{{1}^{2}}}-\frac{1}{{{4}^{2}}})=\Delta E(4\to 1)$
15- الکترون اتم هیدروژنی در تراز $n=1$ قرار دارد.
الف) با در نظر گرفتن تمام گذارهاى ممکن، اگر این اتم به حالت پایه برود، امکان گسیل چند نوع فوتون با انرژى متفاوت وجود دارد؟
$5\to 4,5\to 3,5\to 2,5\to 1$
$4\to 3,4\to 2,4\to 1$
$3\to 2,3\to 1$
$2\to 1$
در این حالت میتوانیم از رابطهٔ زیر استفاده کنیم:
$\frac{n(n-1)}{2}=\frac{5\times 4}{2}=10$ : تعداد فوتونهای با انرژی مختلف گسیل شده
که این خطوط مربوط به رشتههای لیمان، بالمر، پاشن و براکت هستند.
ب) فرض کنید فقط گذارهاى $\Delta n=1$ مجاز باشند، در این صورت امکان گسیل چند نوع فوتون با انرژی متفاوت وجود دارد؟
برای $\Delta n=1$ فقط گذارهای زیر ممکن هستند؛
$5\to 4,4\to 3,3\to 2,2\to 1$
یعنی 4 نوع فوتون
4-5 لیزر
16- شکل زیر فرایند ایجاد باریکهٔ لیزر را به طور طرح وار در 4 مرحله نشان میدهد.

الف) منظور از عبارت «اتمها در وضعیت معمول» چیست؟
یعنی الکترونها در حالت پایه قرار داشته و برانگیخته نشدهاند.
ب) نقش انرژی داده شده چیست و معمولاً این انرژی چگونه تأمین میشود؟
با تابش فوتونهایی که انرژی آنها برابر اختلاف انرژی دو تراز ${{E}_{L}}$ و ${{E}_{U}}$ $(hf={{E}_{U}}-{{E}_{L}})$ است، الکترون از تراز ${{E}_{L}}$ به تراز ${{E}_{U}}$ برانگیخته و این عمل آن قدر تکرار میشود تا حالت پایه با این فرایند تخلیه و جمعیت تراز بالاتر خیلی زیاد شود و وارونی جمعیت پیش آيد.
پ) منظور از «وارونی جمعیت» چیست؟
وارونی جمعیت در یک محیط لیزر مربوط به وضعیتی است که تعداد الکترونها در ترازهایی موسوم به ترازهای شبه پایدار نسبت به تراز پایینتر بسیار بیشتر هستند و در نتیجه تقویت لیزر را خواهیم داشت.
ت) انرژی فوتون ورودی چقدر باید باشد تا فرایند گسیل القایی انجام شود؟
اگر فوتونی با انرژی ورودی $hf={{E}_{U}}-{{E}_{L}}$ به اتم برانگیخته وارد شود، گسیل القایی رخ میدهد.
ث) فوتونهایی که بر اثر فرایند گسیل القایی و جهش الکترونها به تراز پایینتر ایجاد میشوند چه ویژگیهای مشترکی دارند؟
فوتونها با همان انرژی $hf={{E}_{U}}-{{E}_{L}}$ آزاد میشوند که این فوتونها در همان جهت فوتون ورودی حرکت میکند و با فوتونهای ورودی همگام و همفاز هستند و باریکهٔ لیزر ایجاد میشود. این باریکه از فوتونهایی که همگی همجهت، همفاز و هم انرژیاند، ایجاد میشود.
17- در شکل زیر نحوهٔ گسیل فوتونها از سه چشمهٔ نور شامل لامپ رشتهای، چراغ قوه با لامپ رشتهای و لیزر با یکدیگر مقایسه شده است.

الف) با توجه به آنچه در این فصل فراگرفتید تفاوت فوتونهای گسیل شده از هر چشمه را با یکدیگر بیان کنید.
فوتونهای خروجی از یک لامپ رشتهای در تمام جهتها گسیل و پراکنده میشوند و برای ایجاد فوتونهای لامپ رشتهای و چراغ قوه به فرایند گسیل القایی نیاز نیست، بلکه گسیل خود به خود رخ میدهد و در چراغ قوه فوتونهای خروجی نسبت به لامپ در جهتهای محدودتری گسیل میشوند، زیرا با قرار دادن یک عدسی در جلوی لامپ چراغ قوه از پراکنده شدن آنها جلوگیری میکنند. در لیزر فوتونها در فرایند گسیل القایی ایجاد شده و باریکهای از لیزر را داریم که این باریکه از فوتونهایی که همگی همجهت، همفاز و همانرژیاند ایجاد میشود.
فوتونهای لامپ رشتهای و چراغ قوه با مختصری اختلاف زمانی به هدف میرسند، در حالی که فوتونهای پرتو لیزر همه دقیقاً باهم حرکت میکنند. نور لیز از یک طول موج تشکیل شده است، ولی نور معمولی لامپ شامل طیف وسیعی از طول موجهاست.
ب) چرا توصیهٔ جدی میشود که هیچ گاه به طور مستقیم به باریکهٔ نور ایجادشده توسط لیزر نگاه نکنید؟
زیرا فوتونها متمرکز بوده و انرژی آن یکسان و همجهت هستند و در نتیجه باریکهٔ لیزر دارای انرژی فراوان است که پراکنده نبوده و همجهت حرکت میکنند و اگر وارد چشم شوند میتوانند به چشم صدمه بزنند. سه ویژگی مهم همفاز بودن و دارای یک طول موج و یک بسامد و شیوهٔ انتشار سبب میشود که لیزر پرتوی نیرومند و پرتوانی باشد که با ورود به چشم به اجزای چشم صدمه بزند.